جمال الدين محمد الخوانساري
76
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كنند كه فريب خورده ومراد به « كريم » صاحب جود وبخشش است يا گرامى بلند مرتبه و « مأمون است بر نفس خود يعنى مردم ايمناند از اين كه از أو شرّى وبدى بايشان رسد وحذر كننده است يعنى احتراز واجتناب كند از آنچه ضرر وزيان كند بآخرت أو . 1902 الرّاضى عن نفسه مغبون ، والواثق بها مفتون . كسى كه خوشنود باشد از نفس خود غبن دارد بلكه هر چند آدمي در طاعت وفرمانبردارى حق تعالى سعى كند باز بايد كه خود را مقصّر داند وخوف آن داشته باشد كه از عهدهء تكليفات أو بر نيامده باشد وطاعات أو مقبول در گاه أو نباشد كه اگر حكم كند بقبول آنها وخوبى خود « عجب » خواهد بود وآن بدترين صفات است ، وكسى كه اعتماد دارد بر نفس خود بفتنه افتاده است واين يا بمنزلهء تأكيد سابق است يا مراد اين است كه كسى كه اعتماد دارد بر خود كه بعد از اين نيز خوب خواهد بود وعاقبت أو بخير خواهد بود چنين كسى البتّه بفتنه افتاده است وبعجب عظيمى گرفتار شده بلكه آدمي هر چند خوب باشد بايد كه خوف اين داشته باشد كه مبادا بر گردد از آن وعاقبت أو بد بشود وبحقّ تعالى متوسّل شود كه أو را از آن نگاه دارد . 1903 الشّرير لا يظنّ بأحد خيرا لأنّه لا يراه إلّا بطبع نفسه . آدم بسيار بد گمان نمىبرد بكسى نيكى را از براي اين كه نمىبيند كسى را مگر بخو وخصلت خود يعنى گمان أو اين است كه همه كس مثل أو وبخو وخصلت اويند پس خيرى در هيچ كس نمىداند . 1904 الصّديق الصّدوق من نصحك في عيبك وحفظك في غيبك وآثرك على نفسه . دوست راستگو كسى است كه ناصح باشد با تو در عيب تو ، ونگاه دارد ترا در غايبانهء تو ، واختيار كند ترا بر نفس خود مراد به « ناصح بودن در عيب أو » اين است كه